بررسی عناصر داستانی و طنز در قصه های رسول پرویزی
این مقاله نتیجه ی مطالعات من در آثار رسول پرویزی است که در ویژه نامه ی ققنوس2 ، هفته نامه ی بیرمی به چاپ رسیده است.
رسول پرویزی، از جمله قصه نویسان جنوب ایران است؛ هر چند او نتوانسته در میان داستان نویسان جنوبی جایگاهی هم چون "صادق چوبک" و "منیرو روانی پور" و ... پیدا کند، اما می توان گفت دارای سبکی متفاوت و تا اندازه یی منحصر به فرد است. با این که خیلی ها پرویزی را در شیوه ی داستان نویسی، پیرو جمال زاده می دانند، اما شوخ طبعی بیشتر و به کارگیری اصطلاحات و کنایات و امثال و حکم خاص جنوبی ها و هم چنین فضاهای ویژه و متفاوت، داستان های وی را از جمال زاده متمایز کرده است. از جمله عواملی که باعث شده منتقدان به اندازه ی دیگر داستان نویسان (جمال زاده، چوبک،هدایت و... ) به آثار پرویزی نپردازند، شاید این باشد که وی به صورت جدی به داستان گویی نمی پردازد و به ویژه در دوره یی بلند از عمر خود، پرداختن به امور سیاسی (از جمله نمایندگی مجلس و معاون نخست وزیری) را بر پرورش ذوق داستان گویی ترجیح می دهد. علاوه بر این، کمیت آثار قصوی پرویزی، در مقایسه با دیگر داستان نویسان هم دوره اش، این نکته را به خوبی نشان می دهد که داستان نویسی برای پرویزی، بیشتر حالت روایت گویی و تفنن داشته تا آفرینش یک اثر ادبی و ظاهر شدن در قامت یک نویسنده ی حرفه یی.
پرویزی صرف نظر از مقاله های سیاسی یا نسبتن سیاسی- اجتماعی و طنزآمیز که در نشریه های گوناگون چاپ شده، دارای دو اثر- متشکل از قصه های کوتاه- به نام "شلوارهای وصله دار" و "لولی سرمست" است.
تلاش نویسنده ی این سطور بر آن است که در ادامه، به بررسی طنز و برخی از عناصر داستانی در آثار رسول پرویزی بپردازد.
1) زاویه ی دید:
در اصطلاح داستان، زوایه ی دید به موقعیتی گفته می شود که نویسنده نسبت به روایت داستان، اتخاذ می کند و دریچه یی است که پیش روی خواننده می گشاید تا او از آن دریچه، حوادث داستان را ببیند و بخواند.
معمولن، داستان پردازان، از زاویه ی دید ِ اول شخص و سوم شخص، بیش از زاویه های دیگر استفاده می کنند. در زاویه ی دید اول شخص، خود نویسنده یکی از شخصیت های داستان می شود. پرویزی هم از آن جمله نویسندگانی است که در بیشتر قصه هایش از این شیوه بهره برده و به عبارت دیگر، خود وی راوی، و از شخصیت های داستان است. از جمله قصه هایی که پرویزی در آن از زاویه ی دید اول شخص بهره می برد، داستان معروف "قصه ی عینکم" است که نویسنده در آن خود را – که دنش آموز است و شیطنت ها و حال و هوای نوجوانی دارد- شخصیت اصلی و حادثه ساز ماجرا قرار می دهد.
"تقویم عوضی"، "من به دنیا آمدم"، "سه یار دبستانی" و "درویش بابا کوهی آرام مُرد" از جمله ی ده ها داستان کوتاه پرویزی هستند که به این شیوه نگاسته شده است.
در شیوه ی زاویه ی دید اول شخص، داستان تا نهایت امکان به یک خاطره ی شخصی نزدیک می شود و برای خواننده باورکردنی نیست که این داستان، حکایت فردی غیر از نویسنده ی آن باشد و شاید به همین دلیل است که بعضی منتقدان ِ آثار پرویزی، هنر داستان نویسی او را نوعی "روایت فردی" می دانند.
زاویه ی دید اول شخص، تنها شیوه ی داستان پردازی پرویزی نیست. زیرا وی به همان اندازه، از زاویه ی دید سوم شخص نیز بهره می برد. می دانیم که زاویه ی دید سوم شخص را "دانای کل" نیز می نامند. به دلیل آن که داستان پرداز در این شیوه، بر همه ی حوادث و جنبه های داستان اشراف دارد، یعنی هم چون فکری برتر، از خارج، شخصیت های داستان را رهبری می کند و از نزدیک، شاهد اعمال و افکار آن هاست.
هر چند که بیشتر داستان پردازان با استفاده از زاویه ی دانای کل، این امکان را برای خود فراهم می آورند که بتوانند بر تمام شخصیت های داستان مسلط باشند و حتا از فکر، اندیشه و آشفتگی های درونی شخصیت ها آگاهی بیابند؛ پرویزی از معدود قصه نویسانی است که زاویه ی دانای کل را محدود می کند. اما نوع "دانای کل محدود" در آثار ِ پرویزی با بقیه، متفاوت است. به عنوان مثال "سیمین دانشور" در "سووشون" برای محدود کردن دانای کل، فقط از تمام اعمال و افکار یکی از شخصیت های داستان (زری، همسر یوسف) آگاه است و آگاهی از دیگر شخصیت ها را، از زاویه ی دید و سخن زری بیان می کند. اما پرویزی دانای کل محدود را به این شیوه به کار می گیرد که فقط آن چه را می بیند، می نویسد. مانند یک گزارش گر که گزارشی از یک واقعه ی عینی و واقعی را تهیه می کند و یا یک فیلم بردار که فیلمی از یک حادثه را به تصویر می کشد. داستان "شیر محمد" یکی از بهترین نمونه ها برای شناخت زاویه ی دید دانای کل محدود، در آثار پرویزی است.
در داستان "شیر محمد"، پرویزی مانند فیلم برداری عمل می کند که همه جا سر صحنه حاضر است و لحظه لحظه فیلم مستند خود را کامل و کامل تر می کند تا سرانجام، آن رویداد به سرانجام برسد. اما هرگز پیش از وقوع یک رفتار از "شیر محمد"، به ایجاد زمینه هایی که بیانگر فکر و اندیشه وی باشد، نمی پردازد. هر چند که داستان های پرویزی، جذابیت های خاص خود را دارد، اما استفاده از این شیوه، آن ها را به گزارش هایی جذاب و واقعه گونه نزدیک کرده است.
سخن گفتن از دو نوع زاویه ی دید در آثار پرویزی به منزله ی آن نیست که وی از زوایای دیگر به بیان داستان نمی پردازد؛ گاهی اوقات، زاویه ی دید این نویسنده ترکیبی از دانای کل و اول شخص است.
2) شخصیت پردازی:
قهرمانان و شخصیت های داستان، کسانی هستند که با رفتار و گفتار خود، داستان را به وجود می آورند. منتقدان، شخصیت داستان را از نگاه های گوناگون بررسی کرده اند. در داستان های پرویزی، به ندرت، شخصیت ها حالت نمادین پیدا می کنند؛ مثلن در داستان شیر محمد، شخصیت اول داستان، نماد آدم های حق طلبی است که می خواهند یک تنه به مبارزه با بی عدالتی بپردازند، و یا "زار صفر" در داستانی به همین نام، نماد آدم های غیرتمند و ناموس پرست است.
در داستان های پرویزی، به ویژه آن هایی که زاویه ی دید اول شخص دارند، شخصیت در یک نفر خلاصه می شود و افراد دیگر داستان، هیچ گونه برجسته گی خاصی ندارند. ایستا بودن شخصیت، از دیگر ویژگی های قصه های پرویزی است؛ یعنی شخصیت ها تا پایان داستان رفتاری ثابت و یک دست دارند و در جریان وقایع داستان، متحول نمی شوند. از آن جا که شخصیت ها در داستان های پرویزی، معمولن مرد هستند نه زن، ایستایی شخصیت ها در داستان های پرویزی، بهتر می تواند ویژگی های اخلاقی و شخصیتی مردان غیرتمند و متعصب جنوبی را به تصویر بکشد.
هر چند که پرویزی، بیشتر اوقات با توصیف و تشریح مستقیم ویژگی های شخصیت داستان، به معرفی آن ها می پردازد، اما گاه نیز اتفاق می افتد که وی، این ویژگی ها را با نسبت دادن یک عقیده و باور به شخصیت، به خواننده ی آثار خود القا می کند. مثلن در داستان کوتاه "سبیل گرگعلی خان"، وقتی می گوید: "پدرم عبای شتری اش را به دوش داشت و هنوز، سر جا نماز بود و حدیث کساء می خواند"، خواننده به چه گونگی شخصیت و باورهای پدر پی می برد.
یا در داستان "من به دنیا آمدم" وقتی از زبان مادر، چنین عبارتی را بیان می کند: "مرده شور قدمته ببره، هنوز پات به دنیا نرسیده بود که ننه مو از دس دادم. اگه قدم نحس و منحوس تو نبود، ننه مو مار نمی زد."
پیداست که خواننده با این عبارت، شخصیت مادر را خرافه پرست می داند.
3) لحن:
کارکرد لحن، ایجاد فضا در کلام است. شخصیت ها خود را به وسیله ی زبان معرفی می کنند و به خواننده می شناسانند. گوینده یی که کلمات را بر زبان می آورد، با حالتی که به صدایش می دهد و یا انتخاب واژگان تحقیر آمیز، استوار و ... طرزی خاص از سخن گفتن را ایجاد می کند که بیانگر شخصیت او در داستان است. لحن در بیشتر جاهای داستان پرویزی، حالتی طنزگونه دارد و از این جهت، یادآور داستان های جمال زاده است.
به دلیل طنزگونه بودن لحن در داستان های رسول پرویزی، مناسب می دانم که بحث مختصری از طنزپردازی این نویسنده را در همین قسمت ارائه نمایم.
آن چه پرویزی در قالب داستان ارائه می دهد، از دیدگاه منتقدان، تقلیدی از سبک داستان نویسی جمال زاده به شمار می آید. می توان گفت که پرویزی در داستان نویسی، بیش از آن که به فرم و قالب توجه داشته باشد، به اندیشه ها و آموزه های اخلاقی مورد نظر خود، توجه دارد و می کوشد تا با استفاده از شیوه یی داستانی- روایی، که گاهی اوقات به "خاطره نویسی" شباهت دارد، بخش هایی از زندگی خود را بازگو نماید. شاهد اصلی این مدعا می تواند این باشد که وی تقریبن در تمام داستان ها، خود را شخصیت اصلی و محوری داستان قرار می دهد. آنچه داستان های پرویزی را طنزگونه می نماید، علاوه بر شوخ طبعی ِ طبیعی کلام وی، به کارگیری کنایه ها و اصطلاحات عامیانه است؛ یعنی دو ویژگی که در آثار جمال زاده نیز خودنمایی می کند و چیزی که در آثار وی موضوع طنز قرار می گیرد، بیان برخوردها و تحولاتی است که تحت تاثیر فرهنگ های به اصطلاح مدرن، در جامعه ی سنتی آن روز ایران، رخ می دهد. انتقاد از مقام های دولتی، سوء استفاده ی آن ها از موقعیت خود، نیز از جمله مواردی است که در داستان های وی، کم و بیش، دیده می شود. در داستان های پرویزی، بیشتر اوقات، تکیه کلام هایی به کار می رود که سخن را از حوزه ی ادب، خارج می کند. هر چند این گونه ی زبانی، خود یکی از شگردهای طنزآفرینی نویسنده است.
طنز پرویزی، در داستان هایش خلاصه نمی شود؛ زیرا وی که سال هایی از عمر خود را با امور سیاسی مملکت و نمایندگی در مجلس سنا و شورای ملی دوران پهلوی دوم گذرانده، با سیاست نیز آشنایی داشته و مقاله هایی طنزگونه با درون مایه های سیاسی- اجتماعی نوشته است، گرچه آن مطالب، از چنان عمقی برخوردار نیستند، اما گواه شیوایی قلم نویسنده است. از میان قصه های پرویزی، "قصه ی عینکم" را بارزترین نمونه ی طنز وی می دانند؛ به طوری که نام این نویسنده یادآور این داستان است؛ اما رگه های طنز در همه ی داستان های پرویزی مشهود و نمایان است.
4) درون مایه:
درون مایه، فکر اصلی و مسلط بر هر اثر است و در واقع، جهت فکری نویسنده را نشان می دهد. درون مایه به منزله ی رشته یی است که در خلال اثر، کشیده می شود و موقعیت های داستان را به هم پیوند می دهد. معمولن، درون مایه ی داستان را از اعمال و گفتار شخصیت های داستان، می توان دریافت. آن چه بیش از هر چیز دیگر، درون مایه ی یک داستان را نمایان می سازد، یکی "لحن" و دیگری"عمل و گفتار" شخصیت ِ اصلی داستان است. از آن جا که بیشتر داستان های پرویزی با زاویه ی دید اول شخص بیان می شود و راوی در حقیقت، اصلی ترین شخصیت داستان است،
می توان درون مایه ی داستان های پرویزی را از سخنان راوی پی برد.
فقر، اعتراض به خرافه ها و باورهای غیرمنطقی، غیرت و تعصب، عشق های ناپایدار و ستیز با بی عدالتی از جمله درون مایه های داستان های پرویزی است. درون مایه ها در داستان های پرویزی نشان می دهد نویسنده، در گذر زمان، افکار و اندیشه هایی داشته که زیر بنای نوشته ها و زندگی اش را تشکیل می داده و هرگز حاضر نشده این ایده ها را به هر دلیلی تغییر داده و یا زیر پا گذارد.
5) نقطه ی اوج:
در اصطلاح داستان، "نقطه ی اوج" لحظه یی است که کشمکش، به بحرانی ترین درجه از قوت می رسد و معمولن قهرمان داستان به نحوی به مرحله ی تصمیم گیری یا تشخیص موقعیت، نایل می شود.
هر چند که بعضی قصه های برحسته ی پرویزی، مانند "شیر محمد" و "قصه ی عینکم" نقطه اوج هایی قوی دارند، در بعضی داستان های وی از جمله آن هایی که راوی، خود یکی از شخصیت های داستان است، داستان روی یک خط تقریبن مستقیم حرکت می کند و اوج و فرودی ندارد.
البته در این گونه داستان ها نوع زبان پرویزی که پی در پی با کنایه ها و ضرب المثل ها و انتخاب واژگان عامیانه پر رنگ شده است، به جای نقطه ی اوج، دست خواننده را می گیرد و پیش می برد. هر چند که در داستان نویسی امروز، دیگر نقطه ی اوج یک عنصر مهم داستانی به شمار نمی آید، با این حال بیشتر داستان نویسان هم دوره ی پرویزی، به کمک آن، به جذابیت داستان های خود افزوده اند.
پرویزی در دو داستان "تقویم عوضی" و "در هفت روز هفته"، از یک قالب مشترک برای آفرینش داستان بهره می برد و خواننده با خواندن حوادث هر روز یا هفته، پی در پی منتظر رسیدن به نقطه ی اوج است، یا گذر از نقطه یی به نقطه ی دیگر. در "تقویم عوضی"، شخصیت اول قصه (راوی، نویسنده) به دلیل ضعف حواس، اقدام به یادداشت امور روزانه ی خود در تقویم می کند ولی بنا به حادثه یی، تقویم او با فردی دیگر عوض می شود و او بر اساس یادداشت های تقویم فردی دیگر به امور روزمره ی خود می پردازد. در این قصه، نویسنده، خواننده را هر لحظه به نقطه ی اوج می برد. در داستان "در هفت روز هفته" نیز نویسنده روزشمار یک هفته ی خود را بازگو می کند و خواننده با خواندن حوادث هر روز، منتظر فرا رسیدن روز بعد است.
آبان ماه 1389
پی نوشت و منابع:
1) فرهنگ اصطلاحات ادبی، سیما داد، انتشارات مروارید، چاپ تهران
2) قصه های رسول، رسول پرویزی، انتشارات آیینه ی جنوب، تهران، چاپ اول، بهار 1387
3)بررسی طنر در استان بوشهر (پایان نامه)، حسن انصاری (نویسنده ی مقاله)
4) نقد و تحلیل و گزیده داستان های صادق چوبک، حسن محمودی، انتشارات روزگار، چاپ تهران
5) نشریات استان بوشهر، هفته نامه بیرمی و پیغام
6) ضمیمه ادبی ققنوس
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم دی ۱۳۸۹ ساعت 17:49 توسط حسن انصاری
|
من حسن انصاری ،دبیر دبیرستان ها و و مراکز پیش دانشگاهی دکترحسابی،تیزهوشان و شاهد شهر برازجان و همچنین ، تیزهوشان بوشهر هستم . گاهی هم برای نشریه های محلی ، طنز می سرایم. طنزهایم تاکنون در نشریه های محلی استان بوشهر (آیینه ی جنوب، پیغام، عسلویه و اتحادجنوب) با نام مستعار" امرو هیچستانی" چاپ شده است .